مهيارمهيار، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره

مهيار دليل خوشبختي مامان و بابا

دكتر بابا

ديروز بابا نوبت چشم پزشك داشت ، ما هم شال و كلاه كرديم و راه افتاديم چونكه زود رسيديم نزديكاي مطب ماشينو تو يه پاركينگ پارك كرديم و اومديم تو پارك نزديك مطب يك ساعتي سه نفري نشستيم و مهيار حسابي بازي كرد و كلي به كلاغ ها غذا داد و داديم و حسابي خوشحالي كرد و تند تند براشون غذا مي ريخت و مي گفت:( بخوربخور ..) كلي كلاغ دور خودمون جمع كرده بوديم و مهيارم حسابي بازي كرد و يه گربه ملوس هم به جمع اضافه شد و اونم غذا خواست! كلي هم بابا مهدي و من از بازي مهيار با اوناعكس و فيلم گرفتيم ومهيار هم كه هيجان ما رو ديده بود براي عكس گرفتن اونم سوييچ ماشينو گرفت و تو خيالش داشت باهاش از كلاغ ها عكس مي گرفت و با شيرين زبوني مي گفت:( چيك! آه قشنگ شد ..)الهي ب...
21 ارديبهشت 1393

سوأل..

كلي سوأل دارم خدمتتون؟؟؟ اينكه شما ميريد مهموني با وروجكتون چيكار مي كنين؟ ميريد خريد چطور؟ پاساژ گردي و ديدن ويترينا و بازار و.... مي تونيد بريد؟ اصلا" مي تونيد كنار همسر تون بشينيد و 5 دقيقه با آرامش با هم صحبت كنيد؟ ما كه احوالاتمون ديدنيه با اين آقاي شيطون مهموني كه ميريم اصلا" نمي فهميم چي مي گيم، چي مي خوريم يا چه بحثي پيش مياد. همش يا در حال جابه جا كردن وسايل هستيم كه آقا مهيار نزنه يه وقت چيزي بشكنه ، يا بدو بدو دنبالش كه اينجا نرو بشين و..... حالا تصور كنين كه اگه چند دقيقه بشينيم چي ميشه ؟يا داره تو كابينتاي صاحب خونه رو زير و رو مي كنه يا اتاقا و كمدا رو و ماهم هي بايد عرق بريزيم و بگيم ببخشيد. خريد كه هيچي ديگه...
18 ارديبهشت 1393

نوروز 93

امسال هم مثل سال گذشته هفت سين رو در ارتفاع بالا چيديم... با اين تفاوت كه امسال ديگه تا يه جاهاييش دست مهيار مي رسيد به هفت سينمون و جاي انگشتاشو روي ظرف سماغ ميتونين ببينيد: خودشو مي كشيد روي صندلي و حسابي دست كاري مي كرد.لحظه سال تحويل هم چون خوابش ميومد تا تونست گريه كرد... وبعدش هم مهموني و عيد ديدني مهيار عاشق سوييچ ماشينه و تو كوچه آقا جونش با سوييچاش منتظر وايساده بره سوار ماشين بشه   مهيار تمام حركات بابا مهدي رو انجام ميده و به محض اينكه بابا ميره بيرون از ماشين خودشو سريع از صندليش كه عقب ماشينه مي رسونه جلو و جاي بابا ميشينه و رانندگي مي كنه   سي دي  هم برامون ميذاره:   ...
31 فروردين 1393

تبريك

سلللللاااااااااااام به همه دوستاي گل با عرض معذرت و پوزش بابت غيبت طولاني.... عيدتون مبارك (با كلي تأخير و شرمندگي) و روز همه ي خانمها و ماماناي مهربون هم مبارك خلاصه كلي تبريك و تبريك و تبريك. اين تعطيلات و اين يك ماهه اينقدر در گير مهموني و مهموني بازي و قبلش هم كه گردگيري عيدو......  واز همه مهمتر دوران بعد از ترك شير مهيار و بدو بدو دنبال مهيار و خرابكاريهاي فراوانش و بهانه گيريهاي فراوان ترش بوديم كه وقتي مهيار مي خوابيد ديگه اصلا" ناي پاي كامپيوتر اومدن و نوشتن نبود به هر حال خوشحالم كه دوستاي عزيز به يادمون بودن و بهمون سر زدن. سپاس و سپاس از همه. ...
31 فروردين 1393

طرز تهيه شيريني آردي

براي خانم گلي كه دستور تهيه شيريني رو خواسته بودن: مواد لازم:  روغن جامد  ( ترجيحآ روغن لادن طلايي) 200 گرم پودر قند (الك شده)    80 گرم آرد (آرد سفيد شيريني)  300 گرم گلاب   60 گرم هل يا جوز  ( پودر شده)   نصف قاشق چايخوري. طرز تهيه: روغن را در ظرف مورد نظر ريخته و كمي آرد اضافه مي كنيم و با دور كم همزن به هم مي زنيم و آرد را كم كم اضافه ميكنيم و خوب به هم مي زنيم تا نرم وسفيد شود ، بعد هل يا جوز پودر شده رو اضافه مي كنيم ، گلاب و شكر رو جداگانه با هم مخلوط مي كنيم تا شكر كاملاْ حل شود و شربت يك دستي درست شود. بعد شربت را به خمير مان اضافه مي كنيم و هم ميزنيم وبعد خمير را خ...
21 اسفند 1392

تولد 2 سالگي

سحر گاهان كه شبنم ، آيتي از پاك بودن را به گلها هديه مي بخشد; به آن محراب پاكش آرزو كردم برايت، خوب ديدن; خوب بودن; خوب ماندن را... تولدت مبارك همه ي وجودم.♥♥♥♥♥♥♥♥♥ خوشحالم كه تو رو دارم، اميد دارم چون تو رو دارم،نفس مي كشم چون تو هستي،خدارو شاكرم روزي هزار هزار بار چون هديه اي مثل تو رو به ما داد. آقا مهيار 24 ماهه شد من خيلي دوست داشتم امسال هم يك جشن مفصل بگيريم ولي به احترام عمه بابا (به دليل فوت شدن همسرشون )موكولش كرديم به 17 اسفند 93 ، ولي يك كيك كوچيك قشنگ با يه جشن ساده ي 5 نفر هم بد نشد. به پيشنهاد آقاي همسر كيكو برديم و رفتيم خونه باب...
18 اسفند 1392

شيريني

مهيار چند روزه خيلي بد ميخوابه همش با گريه... نميدونم مال مريضيشه يا از شير گرفتن ديروز كه 20 دقيقه بغلم بود تا چشماش گرم خواب شد، هنوز شونه سمت راستم درد مي كنه خلاصه اين جمعه كه آقاي همسر خونه تشريف داشتن و مهيار با كلي ماجرا بالاخره خوابيد. به كمك آقاي همسر و پيشنهاد ايشون تصميم گرفتيم امتحاني شيريني آردي درست كنيم بلكه يه دست گرمي باشه براي نزديك عيد تا يه نمونه از شيريني هاي عيد رو خودمون درست كنيم و امسال به مهمونامون شيريني خونه گي هم بديم. به كمك همسر كه خيلي هم كمك كردن درستش كرديم و خوشبختانه خوب هم شد و تصميممون  براي شيريني عيد قطعي شد . اينم از شيريني آردي خونه گي: با بد قلقي و بد خوابي و مريضي مهيار خيلي سرخوشم ...
10 اسفند 1392